|
چه کسی
برای راجر رابیت پاپوش دوخت ؟!وی
Walt Disney &
Amblin Entertainment- 1988 |
|

|
|
کارگردان |
رابرت زمه
کیس |
|
نویسنده |
جفری
پرایس
گری ولف |
|
بازیگران |
کریستوفر لوید ( ادی ولینت )
جوانا کاسیدی ( دولورس )
کریستوفر لوید ( قاضی دوم ) |
|
تهیه کننده |
فرانک
مارشال
رابرت واتس |
|
فیلمبردار |
دین کاندی |
|
مدیر اجرایی |
استیون
اسپیلبرگ |
|
انیماتور |
ریچارد
ویلیامز |
|
آواز |
امی اروینگ |
|
مدت فیلم |
103 دقیقه |
|
درآمد گیشه
:
154 میلیون
دلار در امریکا ، 394 میلیون دلار ( سراسر جهان ) |
حتمن خیلی از شما
کارتونهایی مثل وروجک و اوستا ادر ، اژدهای پیتر ، مری پاپینز و
تخت جادویی را دیده اید : تلفیقی از دنیای واقعی و کارتونی ! وقتی
مرز ِ تخیلات ِ آدمها می شکند و شخصیت های کارتونی در کنار ِ آدم
ها و دنیای واقعیشان راه می روند ، نفس می کشند و درگیر ِ ماجراهای
مختلف می شوند . اما بخش ِ جالب تر ِ قضیه جاییست که همه ی شخصیت
های محبوب ِ کارتونی یک جا – و آن هم در دل ِ دنیای واقعی – دور هم
جمع شده باشند . تصور کنید شهری که دامبوی پرنده با آن گوشهای
درازش از دست ِ آدمها بادام زمینی جمع کند و دافی ، باگزبانی ،
دانلد داک ، میکی ماوس ، وودی وود پکر ، تویتی و سیلوستر وسط ِ دست
و پای آدمها ورجه وورجه کنند
و همین حکایت ِ تون تاون ( شهر کارتونی ) است .
لس آنجلس - 1947
راجر رابیت - ستاره ی معروف تون تاون - خبردار شده
که همسرش بهش خیانت کرده . جسیکا رابیت همسر ِ راجر ( با صداپیشگی
کارتین ترنر ) خواننده ی جذاب ِ باشگاه ِ رنگ و جوهر است . راجر از
ادی ولینت ( باب هاسکینز ) می خواهد ته و توی این قضیه را در
بیاورد . ادی یک کارآگاه ِ خشک و بداخم است که چند سال پیش برادرش
در جریان ِ یک سری تحقیقات ِ جنایی به دست ِ یکی از همین شخصیت های
کارتونی کشته شده ( بر اثر ِ سقوط ِ پیانو !! ) و لذا دل ِ خوشی
ازشان ندارد ( در واقع متنفر است ! ) و از آن وقت به بعد الکلی شده
. ادی با اکراه قبول می کند و یک سری عکس محرمانه برای راجر می
آورد از معاشقه ی همسرش با ماروین آکم - رییس تون تاون و کمپانی ِ
آکم – ( در حال ِ بازی PattyCake
! ) راجر به شدت متاثر می شود و سر به بیایان می گذارد !!
فردای همان روز ، پلیس جسد ِ ماروین آکم را پیدا
می کند که یک پیانو رویش سقوط کرده و کشته شده ! نتایج ِ تحقیقات و
انگشت نگاری ها نشان می دهد که پای راجر گیر است ! راجر از ادی می
خواهد بی گناهی اش را به دادگاه ِ عالی ِ منطقه اثبات کند و
اینجاست که پای شخصیت ِ منفور ِ ماجراها ( قاضی دوم ) به داستان
باز می شود .
قاضی دوم ( کریستوفر لوید ) یک آدم ِ شیاد است که
خیال دارد خطوط ِ نقلیه ی عمومی را جایگزین ِ تراموا کند و سود ِ
سرشاری به جیب بزند . واسه این کار دنبال ِ دسیسه ایست تا تون تاون
را از بین ببرد و راه ِ خطوط ِ نقلیه اش را از لس آنجلس تا پاسادنا
باز کند . همین طور خیال دارد همه ی کارتونهای شهر را هم با ماده ی
عجیب غریبی به اسم ِ Dip
که خودش درست کرده ( ترکیبی از تربانتین ، استون و بنزن ) مومیایی
کند . ولی گره ِ اصلی ِ داستان مربوط به وصیت نامه ای می شود که
ماروین از خودش به جا گذاشته و مالکیت ِ اصلی ِ تون تاون را بعد از
خودش به کارتونها واگذار کرده و همین محور ِ همه ی تعقیب و
گریزهاست چون هم قاضی دوم دنبال ِ آن وصیت نامه است هم راجر و ادی
( واسه اثبات ِ مالکیت ِ کارتون ها )
در نهایت پس از یک سری ماجراهای پرکشش معلوم می
شود قاتل ِ اصلی ِ ماروین و برادر ِ ادی هم قاضی دوم است و ...
( چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت ؟ ) یک فرصت
استثنایی بود تا ستاره های کارتون ِ کلاسیک ( از دیزنی و وارنر
بروس گرفته تا ام جی ام و ترنر و یونیورسال ) زیر ِ سایه ی نفوذ ِ
انکار ناپذیر ِ اسپیلبرگ - مدیر ِ اجرایی ِ فیلم - با یک کار ِ
مشترک دور ِ هم جمع بشوند . اسپیلبرگ به گفته ی خودش استودیوهای
دیگر ِ هالیوودی را ترغیب کرده بود تا شخصیت های کارتونی ِ خود را
با قیمت ِ ناچیزی معادل ِ 5000 دلار برای هر شخصیت به دیزنی دهند .
یک توافق نامه ی جالب هم بین ِ دیزنی و وارنر بروس امضا شده بود تا
زمان ِ نمایش ِ میکی ماوس و باگزبانی دقیقن به یک اندازه باشد ! (
به صحنه ی سقوط از آسمان دقت کنید . )
کارگردان ِ فیلم هم زمه کیس – کارگردان ِ نام
آشنای فارست گامپ و فارغ التحصیل ِ ممتاز ِ مکتب ِ اسپیلبرگ - است
. تلاش ِ زمه کیس بیشتر در این جهت متمرکز بود تا با استفاده از
عنصر ِ سرگرمی ، هم مخاطب ِ کودک را پای فیلم نگه دارد و هم مخاطب
ِ بزرگسال را جذب کند . هرچند خیلی ها شک دارند تکرار ِ مداوم ِ دو
عنصر ِ سکس و خشونت در این کارتون – که جسیکا رابیت نماینده ی اولی
بود و قاضی دوم نماینده ی دومی - با قواعد ِ کارتون های کودکان ،
هم خوانی داشته باشد . جدا از اشاره های ضمنی ِ فیلم به کوره های
آدم سوزی و مظلومیت و آوارگی ِ یهودی ها – که موضوع ِ مورد ِ علاقه
ی اسپیلبرگ ِ یهودی است – طرح ِ خیانت های زناشویی و اشاره به بعضی
بازی های جنسی مثل ِ PattyCake
نیز حساسیت ِ والدین را برانگیخته بود .
( چه کسی برای راجر رابیت
پاپوش دوخت ) در شرایطی ساخته شد که صنعت ِ انیمیشن ِ امریکا دچار
ِ رکود شده بود و لذا 50 میلیون دلاری که برای ساخت ِ آن هزینه شد
، ریسک ِ بزرگی به حساب می آمد .
فیلم در نهایت با استقبال ِ فراوانی مواجه شد ،
750 میلیون دلار فروش رفت و چهار جایزه ی اسکار را از آن ِ خود کرد
.
فیلم در اصل ، اقتباسی از رمان ِ ( چه کسی راجر
رابیت را سانسور کرد ) نوشته ی گری ولف است . خود ِ او می گوید :
راجر رابیت حاصل ِ زمانی بود که پولی از نوشتن در
نمی آوردم . از 1971 تا 1980 روی آن کار کردم و وقتی آن را برای
انتشاراتم ( دابل دی ) فرستادم ردش کردند . سپس شروع به فرستادن ِ
آن برای چند موسسه انتشاراتی ِ دیگر کردم و با یک شمارش ، واقعن
110 بار آن را پس فرستادند تا موقعی که انتشارات ِ سنت مارتین یک
آگهی ِ یک برگی برای آن چاپ کرد . آخرین بار وقتی که کتاب به چاپ
چهاردهم خود رسیده بود بیش از یک میلیون نفر آن را در سینماها دیده
بودند ...
به گفته ی دان هان ( تهیه کننده ) : فیلم انیمیشن
ِ زیادی داشت و کار ِ فراوانی می برد . مثل ِ ساختن ِ یک فیلم ِ
کامل زنده یا یک انیمیشن ِ بلند ِ سینمایی که به طور ِ همزمان صورت
می گرفت . دیزنی انیماتورها را مجبور کرد برگردند و صحنه هایی را
که در آن جسیکا رابیت برهنه تصویر شده بود اصلاح کنند. برای نمایش
نسخه ی DVD نیز به
قسمت هایی از بدن ِ جسیکا لباس سفیدی پوشاندند.
بعضی منتقدها عقیده دارند حرکات ِ اضافی ِ شخصیت
ها خیلی زیاد است و مثلن در وضعیتی که راجر فقط ایستاده ، ضرورت
ندارد گوشهایش اینقدر بجنبند ! با این حال فانتزی شیرینی در صورت و
رفتار ِ شخصیت ها هست که بیننده را جذب می کند . سقوط ِ پیانو از
بالا یکی از فانتزی های رایج ِ کارتونهاست ( که اینجا باعث ِ مرگ ِ
مارون و برادر ادی می شود ) نکته ی جالب ِ دیگر ، کوتوله ی پنجاه
ساله ای است که در آغاز ِ فیلم ، در نقش ِ یک بچه ی سه ساله بازی
می کند ( هرمن ) ! کنار ِ هم قرار گرفتن ِ ادی سرسخت و خشک و راجر
ِ وراج و پرجنب و جوش هم ترکیب ِ خنده داری ایجاد کرده است . نکته
ی ظریف ِ دیگر رفتار ِ خیلی عادی و طبیعی ِ همه ی آدمهای فیلم با
کارتونهاست که زندگی در کنار ِ موجوداتی مثل ِ دامبو ، توییتی و
دافی را خیلی رایج و معمول جلوه می دهد ! نقاشی ها تماماً با دست
نقاشی و رنگ آمیزی شده و برای اینکه سه بعدی و طبیعی تر به نظر
برسند ، جلوه های خاصی به صورت ِ نور و سایه به ترکیبشان اضافه شده
است .
در کل ، ظرایف و نکته های زیادی در این فیلم ِ
سیاسی – اجتماعی نهفته است . شاید زمه کیس نخواسته است یک دفعه همه
چیز را رو کند . بیننده با ریزبینی و ظرافتی که به خرج می دهد ، می
تواند به تدریج نکات ِ پنهان و آشکار ِ فیلم را کشف کند .
با استفاده از :
http://www.pilban.com
http://www.fast-rewind.com
http://www.answers.com
http://www.spielbergfilms.com
http://www.slantmagazine.com
|