معبد طلا

سمیه سادات طباطبایی


(آنچه در اين متن آمده مطابق روايات تورات كنوني و تاريخ مكتوب يهود است و از ديدگاه اسلامي پذيرفته نيست.)

در سفر خروج آمده كه دستور ساخت معبد اولين بار به موسي نبي داده شده است . زماني كه وي براي عبادت به كوه طور رفته بود جزييات ساخت معبد به او ابلاغ مي شود و از او خواسته مي شود كه در بازگشت آن را از گرانبهاترين كالاهاي عصر بسازد تا "در ميان مردم"ساكن شود.

" و خداوند موسي را خطاب كرده گفت به بني اسراييل بگو كه براي من هدايا بياورند ....و اين است هدايا كه از ايشان مي گيريد : طلا و نقره و يرنج و لاجورد و ارغوان و قرمز و كتان نازك و پشم بز و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطيم . و روغن براي چراغها و ادويه براي روغن مسح و براي بخور و سنگ هاي عقيق و سنگ هاي مرصعي براي ايفود و سينه بند و مقامي و مقدسي براي من بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم .....و تابوتي از چوب شطيم بسازند كه طولش دو زراع و نيم و عرضش يك ذراع و نيم و بلنديش يك ذراع و نيم باشد.و آن را به طلاي خالص بپوشان.آن را از درون و بيرون بپوشان.و بر زبرش به هر طرفي تاجي زرين بساز......و آگاه باش كه آنها را موافق نمونه آنها كه در كوه به تو نشان داده شد بسازي."
"سفر خروج25|1-40"

اين خداي شيفته طلا در محلي اين چنين مستقر شده است:

"و مسكن را از ده پرده كتان نازك تابيده و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز.با كروبيان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتيب نما .طول يك پرده بيست و هشت ذراع و عرض يك پرده چهار ذراع و همه پرده ها يك اندازه باشند....و پنجاه تكمه زرين بساز......[و پس از شرح بسيار درباره زيور آلات اين پرده ها]و تخته ها را به طلا بپوشان و تا حلقه هاي پشت بند ها باشد و پشت بندها را به طلا بپوشان .پس مسكن را بر پا كن موافق نمونه كه در كوه به تو نشان داده شد."
"سفر خروج26|1-30"

موسي عده اي را متولي نگهداري معبد كرد كه "كاهن "خوانده مي شدندو به دليل انساب به قبيله لاوي "لاويان"نام گرفتند.به عبارت ديگر لاويان يك گروه از كاهنان بودند كه به دليل توليت معبد از ساير كاهنان بني اسرائيل متمايز مي شدند.نخستين كاهن بزرگ هم هارون انگاشته مي شود.
توضيحات عجيب و غريب در مورد جزييات لباس عجيب و مزين به قطعات بي شمار طلا و جواهر كاهنان هاروني (لاويان)و مراسم پر هزينه و خيره كننده اي كه در معبد بر پا مي كنند،شش باب كامل (25-30)از سفر خروج را به خود اختصاص مي دهد.
باز مطابق اسطوره هاي يهودي و آنچه در كتاب پادشاهان و كتاب تواريخ (از كتاب هاي ديگر عهد عتيق) آمده است كه اين معبد در زمان سليمان نبي در اورشليم ،پايتخت حكومتي وي، ساخته مي شود.اين پرستشگاه با شكوه پر از آذين هاي طلايي است كه در محراب آن دو "كروبي "عظيم طلايي نصب شده است."كروبي "همان "گوساله طلايي بالدار "است شبيه نقوش حيوانات بالدار تخت جمشيد.

ذكر چند نكته در اين ميان ضروري است:

- معبدي كه ذكرش اين چنين آمد ،بسيار شبيه معبد فنيقي ها ي گوساله پرست است كه در زمان سليمان نبي و بعد از وي همسايه دولت يهودي بوده است.دولت فنيقي در آن زمان "كانون اصلي پرستش بعل"و مروج اين آيين بوده است."بعل" يك مفهوم كهن سامي به نام خداوند است كه بت "گوساله طلايي"يكي از نمادهاي آن است. ثروت فنيقي ها و پيوندهاي گسترده تجاري آنان با سراسر منطقه مديترانه و سواحل آن عامل مهمي در اشاعه آيين "بعل پرستي" بوده است.حيرام، شاه ثروتمند فنيقي ها ، معمار معابد آنها نيز هست و در بندر زيباي صور معابد و مجسمه هاي عظيم "بعل"را بر افراشته بود .

- وضعيت بني اسراييل كه تازه از مصر خارج شده بودند به صورتي نبوده كه خداوند چنين در خواستي از آنها كند و اين آيات تحريف شده در زمان شكوفايي ثروت يهوديان و پيوند عميق سياسي و اقتصادي و فرهنگي آنان با دولت هاي فنيقي وارد تورات شده است.پرستش گوساله طلايي همان پرستش طلاست و اين همه تنها باعث تبديل شدن معبد سليمان(كه بعد از وي به دست كاهنان رياكار افتاده بود ) به خزانه اي انباشته از طلا و جواهرات شده بود كه كاهنان متولي اين گنج بوده اند.

اندك اندك اين معبد محل مال اندوزي رهبران ديني و سياسي يهود در طول تاريخ مي شود كه هر روز بر ظلم و ستم آنها بر قوم شان افزوده مي شد.علاوه بر اينها معبد يك خصوصيت ديگر هم داشت :كانون توطئه بر عليه امپراتوري هاي بزرگ .مشخصه اي كه گرچه در ظاهر باعث آوارگي يهود شد اما قدرت سياسي آنها را افزايش داد.
در تاريخ امده است كه قوم يهود توسط بخت النصر پراكنده شدند و معبد توسط وي ويران شد. از اين داستان يهوديان افسانه ها ساختند و مظلوميت خود در اين واقعه را بهانۀ بسياري از جناياتشان قرار دادند.اما واقعيت چيست؟
623سال قبل از آنكه مسيح به دنيا بیايد ايراني ها با كلداني ها متحد شده و آشوري هاي خشن را از بابل بيرون راندند.آشوري ها با مصريان همدست شده و جنگ را از پي گرفتند اما از كلداني ها و متحدين ايراني شان شكست سختي خوردند و به كلي از بين رفتند.در اين ميانه دولت كوچك يهود متحد فرعون مصر و آشوري ها بود و پس از شكست آنها خراجگذار بخت النصر ،پادشاه كلداني ها،شد.اما اين تمكين يهوديان سه سال بيشتر دوام نياورد و شاه يهود عاصي شد. عصيان وي در پي اتحاديۀ جديدي بود كه در شرق مديترانه بين پنج دولت كوچك غزه، اشقلون، اشدود، صور و بالاخره اورشليم زير نظر فرعون مصر شكل گرفته بود.پس بخت النصر 598 سال قبل از ميلاد به غرب لشكر كشيد و حكمرانان و رجال هوادار مصر را به عنوان تبعيدي به بابل برد و از طرف خود حكمراني را منصوب كرد.يكي از اين تبعيديان شاه يهود بود.

بخت النصر به آرامي و بدون خونريزي وارد اورشليم شد ،شاه جوان يهود، يهوياكين، و مادر قدرتمندش را با گروهي از بزرگان و كاهنان قبايل يهودا و بنيامين و لاويان ،به همراه هزاران تن از غلامان و كنيزان و خوانندگان و نوازندگان ايشان، به همراه خود به بابل برد و عموي يهوياكين ،صدقيا، را در سمت نايب السلطنه شاه يهود در اورشليم منصوب كرد. شاه و همراهيانش شاهانه وارد بابل شدند. هم صدقيا نايب السلطنه بود و هم يهوياكين، شاه. املاكشان هم محفوظ بود و اشراف به طور مرتب با سرزمين شان در ارتباط بودند.پ
اما چند سال بعد شاهان كوچك شرق مديترانه باز با مصريها بر عليه بخت النصرشوريدند و اورشليم به تعبيري كانون فتنه در منطقه به شمار مي رفت.
بخت النصر اين بار اورشليم را تصرف كرد ،معبد را تخريب كرد و اشرافيان شورشي را با خود برد. جالب است بدانيم ارمياي نبي به همراه مردم شهر كمك فراواني به وي كردند.كه اين نشان از ظلم و ستم كاهنان و بزرگان يهود بر مردم دارد.تاريخ اين واقعه را 568 قبل از ميلاد دانسته اند.
539 سال قبل از ميلاد، كوروش بابل را فتح كرد و به يهوديان اجازه بازگشت را داد، اما اشراف يهود ترجيح دادند كه در بابل بمانند و تنها عده اي را براي بازسازي معبد سليمان فرستادند. شكل جديدي از ساختار سياسي در سرزمين يهوديان شكل گرفت .ايالت آنان داراي دو حكمران شد:يكي سياسي و ديگري ديني. كه هر دو از سوي پادشاه ايران منصوب مي شدند. هر دو يهودي و حكمران ديني از خاندان هارون بود. نمي دانيم اين اشراف و كاهنان يهودي كه به اورشليم آمدند با مردم شهر چه كردند كه بازسازي معبد 23 سال طول كشيد چرا كه مردم مخالف احداث مجدد معبد بودند.
معبد پا بر جا بود. كاهنان بسيار آمدند و رفتند،صدوقي و فريسي. آيين موسي را تغييرت زيادي دادند و ستم هاي فراوان بر مردم كردند. يهوديه تابع سلوكيان شد و بعد از آنها، رومي ها. مسيح كه طهور كرد عده بسياري به آيين او گرويدند اما متوليان معبد و بزرگان قوم كه ساليان دراز بشارت ظهورش را به مردم مي دادند چون كردارش را مخالف با رفتار خود مي ديدند توطئه ی قتلش را كشيدند كه طبق روايات اسلامي امر بر آنها مشتبه شد و حضرت به آسمان رفت. 33 سال بعد انقلابي در فلسطين شعله ور شد كه هفت سال طول كشيد.(66-73) عامل اصلي شورش ستمي بود كه اليگارشي يهودي و همدستان رومي شان بر مردم زير سلطه خود روا مي داشتند و آماج اين شورش نيز همين ها بودند .

در جريان اين انقلاب ،به سال 70 م ،شهر بيت المقدس به تصرف مردم در آمد و جنگي سخت ميان دو طرف در گرفت و در كوران اين ستيز بود كه معبد سليمان آتش گرفت و سوخت .به گزارش فلاويوس (مورخ يهودي سده اول ميلادي و راوي حوادث آن زمان )
شهر به اشغال رومي ها در آمد و جنگ خياباني و خانه به خانه سرانجام به معبد كشيده شد كه سنگر اصلي مردم شورشي بود .بدين سان معبد تصادفا آتش گرفت و سوخت.معبد تخريب شد ولي در واقع به دست خود يهوديان اين كار انجام گرفت .طبق قواعد چنين جنگ هاي خياباني ،لژيون هاي رمي و ارتش خصوصي كاهنان و حاخام هاي يهودي به معبد حمله بردند و مردم پناه گرفته در آن را به آتش و خون كشيدند.

در پي اين اتفاقات يهوديان از بيت المقدس و فلسطين اخراج نشدند آنان قريب به 40سال در اين منطقه ماندند ولي اشراف و كاهنان ديگر اجازه بازسازي معبد را پيدا نكردند و در آخرين فرآيندهاي طبيعي و تدريجي و در نيمه اول سده پنجم ميلادي مركزيت يهوديان به طور كامل به بين النهرين انتقال يافت.در سده هفتم ميلادي هنگامي كه سپاهيان اسلام ،در زمان عمر خطاب، وارد بيت المقدس شدند اثري از معبد در اين شهر نبود و مردم و بزرگان مسيحي شهر نيز به اين شرط شهر را تسليم كردند كه مسلمانان بر آنها حاكم يهودي نگمارند. خليفۀ دوم دستور داد تا در محلي كه طبق احاديث، حضرت رسول (ص) در شب معراجشان در آنجا نماز خواندند،مسجدي بنا كنند كه همان "مسجد الاقصي" كنوني (با گنبد سبز رنگ ) است.نزديك اين مسجد، صخره اي وجود دارد كه باز مطابق روايات اسلامي پيامبر در هنگام معراج پا بر آن نهادند و به آسمان رفتند. در اطراف اين صخره نيز قبه اي ساختند كه هم اكنون به "قبةالصخره" معروف است (با گنبد طلايي رنگ). مجموعه اين دو مكان شريف به همراه ديوار براق (كه يهوديان به آن ديوار ندبه مي گويند) و دروازه هاي معروف اطراف آنها حرم شريف قدس را تشكيل مي دهند كه بر فراز تپه اي در شهر بيت المقدس واقع است. همان جايي كه اكنون صهيونيست ها ادعا مي كنند كه زماني معبد سليمان بر آن واقع بوده و گروههاي افراطي شان در پي احداث سومين معبد بر روي آن هستند. آنهاكه يد طولايي در نبش قبر مرده هاي تاريخي شان و در بوق و كرناي تبليغاتي كردنشان دارند، با توجه به توضيحات عهد عتيق در مورد معبد سليمان، نقشه ی آن را طراحي كرده و در اكثر سايت ها، نشريات و كتاب هايشان منتشر مي كنند. حتي در بعضي از نقشه هاي شهر بيت المقدس كنوني تصوير معبد به جاي تصوير قدس كشيده مي شود.
در كنار اين تبليغات وسيع ،صهيونيست ها حفاري هاي گسترده اي را در زير ساختمان هاي حرم شريف انجام مي دهند به اميد يافتن تكه اي از آثار باستاني متعلق به معبد تا آن را بهانه اي براي تخريب حرم قرار دهند. كه همين حفاري نيز موجب نگراني مسلمانان است كه شايد موجب تخريب خود به خودي حرم شود. در حالي كه اسناد تاريخي معاصر مي گويند كه تا پيش از خروج استعمار گران انگليسي از فلسطين، تنها ملك يهوديان در بيت المقدس محله يهودي نشين شهر بوده كه عبارت از يك كنيسه، چند خانه مذهبي نوبنياد و بدون هيچ گذشته تاريخي.

اعضاي فعال گروههاي افراطي يهودي(مانند گوش امونيم) همه وقت خود را صرف تخصص يافتن در بخشهايي از تورات مي كنند كه در آن به عبادت در هيكل پرداخته شده است (مثل خلوص در عبادت و فداكاري) و خود را آماده مي كنند كه روحاني بشوند. عده اي نيز با استفاده از فرصت هاي گوناگون،با فريب دادن پليس و اداره اوقاف به مناطق اطراف قبةالصخره (كه به شدت تحت مراقبت پليس است ) رخنه مي كنند، مراسم عبادي به جا مي آورند و پرچم اسراييل را بر مي افرازند. آنان در جريان برگزاري عيد فصح سال 1989 تصميم گرفتند قطعات مذبح سنتي يهو را قاچاقي به داخل معبد ببرند، آنها را سر هم كنند و سپس روي آن براي پروردگار قرباني كنند. اينها همان هايي هستند كه در جشن ها و اعياد يهودي، حرم را محاصره مي كنند ، با خود تورات و دوربين حمل مي كنند و تلاش دارند جاي دقيق اتاقي را مشخص سازند كه تنها كاهن اعظم سالي يك روز مي توانست به آن وارد شود يكي از آنها حتي تنه درختان سرو در پشت خانه هاي خود را به قيمت گزافي خريده (چون اعتقاد داشته آنها بقاياي معبد منهدم شده است) تا در باز سازي معبد(هيكل) از آن استفاده كنند.در كارگاه هايشان پارچه هايي بافته مي شود كه مخصوص لباس روحانيان است و بر طبق اصول اسفار پنج گانه تهيه مي شود. يك مؤسسه پژوهشي نيز طرز ساخت ظروف مقدس هيكل، نظير مجمرها را پيدا مي كند.

يكي از مهمترين پروژه هاي آنان پيدا كردن گوساله سرخ موي است (همان گوساله ی سوره ی بقره ی خودمان)چون طبق احكام شان تنها خاكستر اين گوساله مخلوط با آب مخصوص مي تواند بني اسراييل را تطهير كند و آنها را شايسته بالا رفتن از تپه هيكل نمايد. اما اين قبيل گوساله ها بسيار كميابند. گوساله بايد كاملا سرخ رنگ باشد، حتي شاخ هايشان و بيني شان بايد به همين رنگ باشد يك موي از بدنش به رنگ ديگري نباشد. هرگز باري حمل نكرده باشد و حتي براي لحظه اي كسي بدان تكيه نداده باشد. آنها براي اين طرح حاخام هايي را استخدام كرده اند، دامداري راه انداخته اند و دانشمنداني را درگير پروژه ژنتيكي موجودي با اين مشخصات كرده اند.
دولت به ظاهر ليبرال مسلك رژيم صهيونيستي خود بر آتش اين اعتقادات هيزم مي افكند و پشتيباني مالي و تبليغاتي دولتي از اين گروه ها بر همگان روشن است. خواندن دعا در كنار ديوار براق (ندبه ی يهوديان)توسط مناخيم بگين يا ورود آريل شارون به مسجد الاقصي در سال 2000 نمونه هايي ازپشتيباني تبليغاتي دولت است كه در مورداخير منجر به انتفاضه دوم فلسطينيان شد.

يهودي ها در پي گيري اين سياست شان ممكن است ذره اي اغماض به خرج نمي دهند و رسانه هايشان چنان كار مي كنند كه انجام آنها در نظر همگان امري طبيعي و حق مسلم شان به حساب مي آيد. و بر مسلمين است كه در فهماندن حقشان به جهانيان كوششي فراوان نمايند.

به اميد روزي كه در قبله ی اول مان آزادانه نماز بخوانيم.


 

 
 

اینجا خانه بچه های سر زمین زیتون است . محلی برای فهمیدن و فهماندن این مهم که ...

 

Free Website Counter

 

Copyright © www.zeitoon.net

 2005 All Rights Reserved-استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

design: www.webnegasht.net